نوشته دکتر مهران و یک دغدغه قدیمی

1. چندوقت پیش نوشته ای خوندم در روزآنلاین، به قلم فرخ نگهدار، از رهبران فدایی خلق که در اون تلویحا طرز فکر گذشتش در مورد امریکا رو نقد کرده بود و از طرز فکر گذشتش حداقل در مورد موضوع امریکا اظهار ندامت و پشیمانی میکرد.

نوشته ای هم خوندم از وبلاگ خوب دکتر مهران در نقد نوشته فرخ نگهدار، با مضمون انتقادی نسبت به اون. توصیه میکنم حتما نوشته دکتر مهران رو بخونید. دکتر مهران حرفهای نگهدار رو نپذیرفته و در نوشتش تغییر دیدگاهش رو به نوعی « رنگ عوض کردن» تعبیر میکنه و میگه: «... اقای نگهدار توبه کن ،معذرت بخواه ،گریه کن ...»

2. خاطره بدی دارم از یکی از هم دانشگاهیهای سابقم. یک نوع بی اخلاقی و شاید فرصت طلبی زشت که تأثیر بدی در ذهن من گذاشته. هیچ وقت هم دیگه معاشرتی یا ارتباطی نبوده که اون موضوع از ذهنم پاک بشه. از قضا این دوست عزیز آدم باسواد و خوش قلمیه و وبلاگ خیلی خوبی هم داره و مطالب جالبی مینویسه، من هم سعی میکنم هر روز بخونمش، ولی چون لینکش رو اینجا نذاشتم یادم میره و فقط گاهی اوقات میرسم بخونمش. هیچ وقت هم فکر نمیکنم لینکش رو اینجا بذارم، چون هر وقت حتی فکر هم میکنم که صاحب این نوشته ها اون باشه، حتی خوندنم هم نمیگیره. البته نمیدونم این احساس با یه خاطره بد بعد از 10 سال چقدر منطقیه؟

3. اکبر گنجی یا سایر اشخاصی که به نوعی مسئولیتی در انقلاب یا اداره کشور بعد از انقلاب داشتند، بارها از سوی افراد و گروهها متهم به گذشتشون میشند و حتی کسی مث گنجی با تحمل 6 سال زندان باز هم مجبوره یه جاهایی دلیل بیاره و ثابت کنه که مأمور دولت ایران نیست!

4. راستش سوای اینکه من راجع به نوشته و تحلیل دکتر مهران چی فکر میکنم، نوشتش منو یاد یه دغدغه قدیمی انداخت، اینکه فرق بین «بلوغ فکری و اعتقادی و تغییر تفکر و به تبع اون تغییر رفتار» و «فرصت طلبی و بوقلمون صفتی» چیه؟ آیا مرزی بین این دو تا مفهوم وجود داره یا اینکه به هیچ کس نمیشه فرصت این رو داد که طرز فکرش راجع به موضوعی عوض شه؟ البته من اصلا منظورم این نیست که اگه کسی گناهی یا جرمی مرتکب شد، مؤاخذه و محاکمه نشه ولی آیا میشه هر کسی رو به صرف اینکه زمانی طوری می اندیشیده که مورد پسند ما نبوده، و ازقضا فکر الانش مقبول تر از گذشتش هم باشه، به این دلیل که شما اونطور فکر کردی و عمل کردی، محکوم کرد و تفکر جدیدش رو هم نپذیرفت؟
چه باید کرد اگه طرز فکر و عقیده ای به مرور زمان تغییر کنه؟ چه هزینه ای باید داد تا این موضوع از چیزای دیگه تمیز داده شه؟

توضیح: روز آنلاین و سایت ایران امروز که  فیلتر هستند، واسه همین لینک نوشته نگهدار رو از اون یکی وبلاگ سینا بخونید.


/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران

کوروش اين چه اسميه اين وبلاگ داره؟ اينجا اگه خانه تو نيست پس خانه مادر حسن کچل هست؟ نکنه می‌خوای برات تیریپ خانه دوست کجاست بذاریم؟!؟!؟

کوروش

من سوالی که برای خودم خیلی مطرحه اینه که چه ملاکهایی رو باید در نظر بگیریم که فرق این دو موضوع رو متوجه شیم؟ وگرنه اینکه آقای فلانی اصلاح طلب به معنای لغوی کلمه نیست رو که من هم باهاش موافقم و اینکه هر کسی هم باید پاسخگوی عملکردش باشه رو هم که کسی درش شک نداره. وقتی میگیم که این موضوع از آقای A قبوله ولی از B قبول نیست، یعنی که ملاکی در ذهنمون داشتیم برای این موضوع که تشخیص دادیم مورد آقای A منطبق بر این معیارهاست ولی مورد آقای B خیر؛ واین دقیقا همون چیزیه که دغدغه ذهنی منه، که چطور تمیز بدیم این دو مورد متفاوت رو؟ چه ملاکهایی رو باید درنظر گرفت و با چه خط کشی اندازه گرفت اونها رو؟ ملاکهایی که کامران تلویحا بهش اشاره میکنه اینا هستش: اهل تغییر در نظرشون نیستند و هزینه تغییر نظرشون رو هم می‌دن. آیا اینا همه اون چیزایی هستند که باید درنظر گرفت؟

کوروش

بذارین با یه مثال بگم: اگه صدام الان بخواد اظهار پشیمانی کنه هیچ کی بهش توجه نمیکنه و نباید هم بکنه ولی اگه همین آدم 5 سال قبل به طور داوطلبانه از قدرت کنار میرفت و اجازه برگزاری یک انتخابات آزاد رو در کشورش میداد و همه تلاشش رو میکرد که کشور رو از اون فلاکتی که درش گرفتار هست دربیاره و ...، آیا نمی بایست پذیرفته میشد چنین تلاشی؟ ببینید صدام آنقدر جنایت کرده که در هر زمانی کمترین مجازاتش مرگه، ولی آیا نباید حتی از یک جنایتکار تغییر رفتارش رو پذیرفت اگه بتونه منشا خیر و صلاح شه؟ آیا فریبرز رئیس دانا که تو مصاحبه ای آرزو کرده که یه هوگو چاوز در خاورمیانه پیدا شه و هنوز توحال و هوای 30 سال پیش سر میکنه و فرخ نگهدار که میاد افکار گذشتش رو نقد میکنه با هم فرق ندارند؟ اگه هر تغییری رو بخوایم محکوم کنیم، پس فریبرز رئیس دانا بعلت اصرار بر نظراتش آدم ارزشمندتری از کسیه که افکارش عوض شده و افکار سابقش رو نقد میکنه.

کوروش

با سینا کاملا موافقم، به نظر من باید از تغییر استقبال کرد، منظورم اینه که سوای اینکه این تغییر چی باشه، نباید افکار امروز من سد راه تغییر فکری من باشه. ولی همونطور هم که تو متن نوشتم، نمیشه کسی جرمی مرتکب شه و بعدش به دلیل اینکه تغییر کرده به جرمش رسیدگی نشه، البته منظور من از جرم چیزیه که در یک محکمه صالح ثابت بشه، کما اینکه میشه بخشش هم شاملش شه… کامی جان، در مورد شخصی که اسم بردی که چرا باید باور کرد اصلاح طلب شده: اگه اصلاح طلب رو به معنی یک عضو از یک ائتلاف سیاسی که در ادبیات سیاسی کشور ما معنی خاص خودشو داره درنظر بگیریم، ایشون قطعا اصلاح طلب هستش، لزومی هم نداره که کلمات سیاسی معنی واقعیش در فرهنگ لغات رو داشته باشه، مگه وقتی میگند جناح چپ یا راست لزوما همون معنی ای که در نروژ یا امریکا داره رو به ذهن متبادر میکنه؟ ولی خوب اصولا بحث من چیز دیگه ایه. این که میخواهیم باور کنیم که کسی تغییر کرده یا نه به موقعیت و شرایط و اینکه چه اثری داره برمیگرده؛

کوروش

در مورد اسم این وبلاگ هم والله کامی جان، من خیلی احساس نمیکردم که اینجا مث خونم یا سرزمینمه، هرچند کم کم دارم بهش عادت میکنم، ولی هنوزم بقول دوستمون چراغ من در آن خانه میسوزد… شاید یه جورایی تأکید رو این موضوع مد نظر بوده...

کامران

من عرض کرده بودم اهل تغيير در نظرشون هستن و هزينه اين تغيير رو هم می‌دن. مثلا طرد شدن از جمع قبلی که به خاطر افکار قبلی فرد به اون احترام می‌ذاشتن. خلاصه بايد به آدم ثابت بشه که تغيير عقيده در حد حرف نيست.

مهران معمارزاده

کوروش جان مسئله اين است که ادمی چون فرخ نگهدار از نظر فکری و کنشی دائمن تذبذب داشته است.زمانی توده ای .زمانی فدايی .زمانی مصدقی،زمانی انقلابی ،زمانی مدافع جمهوری اسلامی ،زمانی اصلاح طلب ....اخر چنين فردی چگونه می تواند برای من يک شخصيت قابل اعتماد باشد...

مهران معمارزاده

ادمی چون هايدگر با ان شان فلسفی والايش چون يک زمانی از هيتلر نيمچه دفاعی کرده بود،هرگز بخشيده نشد.کارنامه ها خيلی مهم است.نمی شود با ده تا نمره تک ،ادعای شاگرد زرنگ بودن را داشت

کوروش

مهران عزیز من هرگز از نگهدار دفاع نمیکنم، راجع بهش هم نظر ندادم، اصلا هم مشکلم هم ایشون نیست. فقط همونطور که نوشتم دوس دارم بدونم ملاک برای اینکه آدمی تغییراتی که در افکارش کرده پذیرفته شه و متهم به تذبذب نشه چیه؟ میخوام بدونم چه فرقی دارند این دو موضوع، و ملاکها برای تشخیص چیه؟ همین...

کوروش

فکر کنم چون بهانه این نوشته خوندن متن شما بود، سوء تفاهم پیش اومده که من نظر شما راجع به نگهدار رو نقد کردم، در حالیکه همونطور که نوشتم فقط جرقه این دغدغه همیشگی ذهنی رو در من روشن کرد و بس، همین. بنابراین اصلا مسئله این بحث ایشون نیست. همونطور که نوشتم من خودم هم به شخصه مشکل دارم و نمیتونم کسی که 10 سال پیش یه نکته منفی ازش دیدم رو ببخشم و عملکرد امروزش رو ملاک قرار بدم. فقط و فقط میخوام نظر شما رو درباره ملاکهایی که باید در نظر گرفت که تغییر در کسی رو مثبت ارزیابی کرد یا منفی و فرصت طلبی بدونم. برای مثال میتونین ملاکهایی که با اون عملکرد نگهدار رو سنجیدی و ردش کردی بگی؟