رأی بدین

رفقا جون مادرتون برید و رأی بدین، من حتی به سفارت هم زنگ زدم که ببینم میتونم رأی بدم یا نه؟ که گفتند فقط ریاست جمهوری رو میشه از خارج کشور رأی داد.

مطالب سید ابراهیم نبوی در مورد انتخابات رو تقریبا همش رو قبول دارم وفکر میکنم خیلی نظراش درست و پختست. میتونین خیلی هاشو از homewordsبخونیدش.
دو تا مطلب خوب هم مسعود بهنود نوشته که خوندنش رو حتما توصیه میکنم. میتونین از روزآنلاین یا بهنودآنلاین یا اگه تو ایران هستین و دست به گریبان با فیلتر از وبلاگ
homewords که قراره مقالات خوندنی مرتبا تو اون گذاشته شه بخونین : اینجا و اینجا. یه مطلب خوب هم از کریم ارغنده پور تو سایت خوب امروز خوندم که میتونین اون رو هم از وبلاگ homewords بخونید.


/ 44 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوروش

خواهش میکنم من رو طرفدار اصلاح طلبان حکومتی خطاب نکنید، چون من به صورت بنیادی باهاشون اختلاف عقیده دارم... نمیدونم از کجای مطالب من نتیجه گرفتین که من طرفدار اصلاحات حکومتی هستم؟ خواهش میکنم طوری صحبت نکنید که انگاری با نماینده جبهه مشارکت طرف هستید و بنده بایستی پاسخ تمام سرخوردگیهای اجتماعی ماحصل دوران اصلاحات رو بدم... ولی این رو هم اعتقاد ندارم که اگر جنبش اصلاح طلبی زاییده دوم خرداد در ایران شکست خورد، همه و همه تقصیر اصلاح طلبان حکومتی بوده... خواهش میکنم کمی هم نقش خود ما مردم رو در این میانه ببینید؛ مردمی که بزرگترین کاری که کردند این بود که رایی دادند، در منزل نشستند، روزنامه خواندند و غر زدند... مثال خاتمی و مهاجرانی از این جهت بود که یاد آوری کنم همه چیز نسبی است، همواره میتوان از وضع موجود بدتر را هم متصور بود... والا من کجای مطالبم گفتم که این حضرات مبدع آزادی بودند؟ اساسا من مشکل شکست جنبش اصلاحی رو بیشتر ناآماده بودن و ضعف مردم میدونم تا اصلاح طلبان... دفاع من از شرکت در انتخابات رو مصداق دریافتن کنیز مطبخی برای شکستن فضای موجود در کشور در نظربگیرید...

کوروش

فکر میکنم اختلاف نظر ما به تفاوت دیدگاهمون برمی گرده، من سیاست ورزی رو امری نسبی میدونم؛ هیچ هم در سیاست مدل خیر و شر یا حقیقت و باطل رو دنبال نمیکنم... رای من در آخرین انتخابات ریاست جمهوری هم هاشمی بود، هم در مرحله اول و هم مرحله دوم؛ ولی در مرحله اول (با یک تحلیل غلط و نه با فکر تحریم) شرکت نکردم که بخشی از این چیزی که الان غلط میخونمش بعلت آشکار شدن نتیجه دور اول که کاملا دور از ذهن بوده و در تناقض با نظرسنجی ها بوده، هستش وگرنه در اون زمان تحلیل غلطی نبود... اگه هم به اون زمان برگردم باز هم به دکتر معین که نزدیکی بیشتری با افکارش دارم رای نخواهم داد، بلکه این بار رایم رو در مرحله اول هم علاوه بر مرحله دوم به هاشمی خواهم داد... چون ما رای نمیدیم که انسان برگزیده خداوند بر روی زمین رو انتخاب کنیم، رای میدیم که شایسته ترین فرد رو برای کار کردن در سیستم موجود انتخاب کنیم که منافع مان حداکثر بشود...

کوروش

چیزی که من رو مجاب میکنه که در این مقطع از افراد میانه رو تر دفاع کنم، اعتقاد به شکستن فضاییه که در کشور بوجود اومده؛ چون بنده اساسا به سیاست ورزی اعتقاد دارم، نه انقلاب، نه حمله خارجی و نه چیزهایی از این قبیل... اگر اصلاح طلبی حکومتی شکست خورده که خورده، آیا میبایست نشست و تماشا کرد که پوپولیسم بر ما حاکم بشه؟ چطور میتوان حتی بر جنازه اصلاح طلبی ایستاد و بازخواستش کرد ولی ذره ای نگران پوپولیسم نبود؟ من تحلیلم رو در باره انتخابات گفتم؛ کاملا نظرم با بهنود در این زمینه یکی هستش، در دو مقاله ای که لینکش در انتهای این یادداشت اومده... خیلی دوس دارم تحلیل شما رو درباره انتخابات بدونم، اینکه با تحریم انتخابات چه بدست میآوریم که با شرکت آن را از دست خواهیم داد... تنها ایراد گرفتن کار ساده ایه، از هر سیستم سیاسی در دنیا که اراده کنید میتونیم تا دلمون بخواد ایراد پیدا کنیم، ولی ما در عالم واقعیات زندگی میکنیم نه در فضای ایده آل...

کوروش

در مورد قراردادهای بای بک با کامران کاملا هم عقیدم، در مورد شباهت نداشتن خودم به روشنفکرها هم همینطور، الا اینکه کامی جان اگه ادایی از من دیدی شرمنده، سهوی بوده چون من خیلی روشنفکربازی بلد نیستم برادر، ما مث خودت گالش آدمیم...

کوروش

از 16 سالگی که به سن قانونی رای دادن رسیدم در همه انتخاباتها شرکت کردم، الا مجلس هفتم که بعد از اون قضایا گمان میکردم باید تحریم کرد و الان متوجه شدم که آن هم اشتباه بود... از تحریم، قهر کردن و خانه نشستن هیچ گاه طرفی نخواهیم بست...

کوروش

سینا جان، چه کاری رو شما در این مقطع پیاده راه افتادن تعبیر میکنی؟

مهران معمارزاده

کوروش عزيز من فکر می کنم مقاله دکتر رامين جهانبگلو روشنگر بود.گناه از مردم کوچه و خيابان نيست.گناه از به اصطلاح اليت است.اگر حکومتی ،اليتش اين کمدين های سياسی هستند نمی شود به مردم ايراد گرفت.اصلاح طلبان همانها بودند که مثل گربه از ديوار سفارت بالا رفتند و اين بدبختی را سر مردم در اوردند.مردم ايران البته رشد نيافته بوده اند و جزو پوپوليسم حساب می شوند.بر انها حرجی نيست.گناه از ما کتاب خوانده هاست که دل در گرو کمدين های سياسی می بنديم.

مهران معمارزاده

ظرفيت ايران بالاتر از اين است که ما به کمدين های سياسی و اصلاح طلبان حکومتی دل ببنديم.اين کشور طالبوف ،اخوندف ،ملکم ،اقاخان کرمانی و دهها روشنفکر داشته است که خطوط سعادت کشور ما را مشخص کرده اند.

مرضيه

سلام. من قبلا يه بلاگ داشتم اسمش هولدن کالفيلد بود.

کوروش

ببخشید خانم مرضیه من شما را به یاد نمیارم.