«ودکا» و حقوق شهروندی

این دو تا خبر رو بخونین، از رادیو فردا:

اروپا تعریف جامع و مانع "ودکا" را مشخص می کند19   ژوئن 2007

پارلماناروپا امروز (سه شنبه بیست و نهم خرداد ماه) در جلسه یی با مشارکت همهاعضايش، درباره مقررات مربوط به برچسب "ودکا" و تعریف جامع و مانع اینآشامیدنی الکلی رای گیری می کند.

نمايندگانپارلمان اروپا، در نشست امروز خود در استراسبورگ، قرار است تصميم بگيرندکه واژه «ودکا"، آن چنان که لهستان، کشورهای حوزه دریای بالتیک، دانمارک،سوئد و فنلاند خواستار آن اند، صرفاً بايد به نوشابه یی الکلی اطلاق شودکه عرق آن را از سيب زميني يا دانه های غلات می کشند یا نه.

اسپانیا،ایتالیا، بریتانیا، و فرانسه، که در تولید "ودکا" در کشورهایشان از چغندرقند، مرکبات، و انگور بهره می گیرند، با تعریف جامع و مانع یاد شده از "ودکا" مخالف اند.

 

تعریف جامع و مانع "ودکا" مشخص شد      19 ژوئن 2007

پارلماناروپا از تعریف جامع و مانعی برای "ودکا" پشتیبانی کرده است که بادهگساران ناب را از احتمال "آبکی" یا رقیق شدن این آشامیدنی دلخواهشانبیمناک ساخته است. قانونگذاران اروپایی نتیجه گرفته اند که هر چند "ودکا"،آشامیدنی الکلی تقطیر شده، با غلات و سیب زمینی تولید می شود اما آن را باموادی دیگر، مانند سیب و چغندر قند نیز می توان تولید کرد مشروط بر این کهبرچسب روی بطری ودکا، محتویات آن را دقیقاً مشخص کرده باشد. دانمارک،سوئد، کشورهای حوزه دریای بالتیک و لهستان از تعریف جامع و مانع ودکا بهعنوان آشامیدنی صرفاً حاصل از تخمیر و سپس تقطیر سیب زمینی یا غلاتپشتیبانی می کردند در حالی که اسپانیا، ایتالیا، و بریتانیا، کشور هایتولید کننده ودکای چغندر قند و انگور، با چنین تعریفی مخالف بودند.

 


البته من خبر رو از رادیو گوش دادم و میشنیدم که گوینده میگفت از قول نمایندگان پارلمان اروپا که اگه ما تعریف درستی از ودکا رو مشخص نکنیم حق شهروندامون ضایع میشه!!! و اونا نمیدونن چیزی رو که بهش میگند ودکا چیه!!!!! و ما باید این رو براشون مشخص کنیم...


البته ذهن من با شنیدن این خبر فیلش یاد هندوستان میکنه و ناخودآگاه خودش میره هزاران مایل اونورتر و مقایسه میکنه و میبینه که خدای من اینجا حقوق شهروندی با چه چیزهایی ضایع میشه و در سرزمین مادری ما ...

نمیدونم والله! اینا خیلی گوگولند یا ما خیلی وحشی و بدوی زندگی کردیم و میکنیم...


/ 6 نظر / 43 بازدید
بسيجی

داغ داغ و تازه از تنور دراومده خوندمش

کامران

کوروش خيلی دير به دير می‌نويسی. حيف دستم بهت نمی‌رسه.

فارفاراوی

کوروش خان٬ غاط نکنم ايرانی که نمی نويسی (تغلب کردم البته٬ از کامنتت برای فرناز فهمیدم که ایرانی). راستی اين قضيه جيره بندی بنزين اين قدر که می گن اوضاع رو به هم ريخته؟

يوتا

دیگر نمی نویسید اخوی؟

سر هرمس مارانا

يعنی مرض کورش جان! می گفتی خب!‌ هزار سال قبل من اين جا را می خواندم. خب زودتر صدای ات در می آمد که همين آقای مودب متين مهربانی هستي که همين چند روزه همديگر را يکی دوباری ديديم و اين همه به نظرمان گل آمديد خب!‌ بعد يادم هست که همان وقت ها چند باری قصد کرده بودم به معاشرت با تو و لينک کردنت و هربار يک جوری يادم می رفت و ول می شد قضيه! همينا فعلن!

سر هرمس مارانا

آن مرض ای که فرمودیم، در مایه های یک ماچ آب دار زمستانی است و لاغیر! منظوری هم نداریم. نروید برای مان حرف دربیاورید که طرف استریت نیست و این ها!